تبليغاتX
سوته


سوته

به نام خدایی که در همین نزدیکی هاست


******************
بخونین ضرر نمی کنین
******************
روزی با عجله و اشتهای فراوان به یک رستوران رفتم.

مدتها بود می خواستم برای سیاحت از مکانهای دیدنی به سفر بروم. در
رستوران محل دنجی را انتخاب کردم، چون می خواستم از این فرصت استفاده کنم
تا غذایی بخورم و برای آن سفر برنامه ریزی کنم.

فیله ماهی آزاد با کره، سالاد و آب پرتقال سفارش دادم. در انتهای لیست
نوشته شده بود: غذای رژیمی می خورید؟ ... نه

نوت بوکم را باز کردم که صدایی از پشت سر مرا متوجه خود کرد:

-
عمو... میشه کمی پول به من بدی؟

فقط اونقدری که بتونم نون بخرم

-
نه کوچولو، پول زیادی همراهم نیست.

-
باشه برات می خرم

صندوق پست الکترونیکی من پُر از ایمیل بود. از خواندن شعرها، پیامهای
زیبا و همچنین جوک های خنده دار به کلی از خود بی خود شده بودم. صدای
موسیقی یادآور روزهای خوشی بود که در لندن سپری کرده بودم.

عمو .... میشه بگی کره و پنیر هم بیارن؟

آه یادم افتاد که اون کوچولو پیش من نشسته.

-
باشه ولی اجازه بده بعد به کارم برسم. من خیلی گرفتارم. خُب؟

غذای من رسید. غذای پسرک را سفارش دادم. گارسون پرسید که اگر او مزاحم
است ، بیرونش کند. وجدانم مرا منع می کرد. گفتم نه مشکلی نیست.

بذار بمونه. برایش نان و یک غذای خوش مزه بیارید.

آنوقت پسرک روبروی من نشست.

-
عمو ... چیکار می کنی؟

-
ایمیل هام رو می خونم.

-
ایمیل چیه؟

-
پیام های الکترونیکی که مردم از طریق اینترنت می فرستن.

متوجه شدم که چیزی نفهمیده. برای اینکه دوباره سئوالی نپرسد گفتم:

-
اون فقط یک نامه است که با اینترنت فرستاده شده

-
عمو ... تو اینترنت داری؟

-
بله در دنیای امروز خیلی ضروریه

-
اینترنت چیه عمو؟

-
اینترنت جائیه که با کامپیوترمیشه خیلی چیزها رو دید و شنید. اخبار،
موسیقی، ملاقات با مردم، خواندن و نوشتن، رویاها، کار و یادگیری. همة
این ها وجود دارن ولی در یک دنیای مجازی.

-
مجازی یعنی چی عمو؟

تصمیم گرفتم جوابی ساده و خالی از ابهام بدهم تا بتوانم غذایم را با آسایش بخورم.

-
دنیای مجازی جائیه که در اون نمیشه چیزی رو لمس کرد. ولی هر چی که
دوست داریم اونجا هست. رویاهامون رو اونجا ساختیم و شکل دنیا رو
اونطوری که دوست داریم عوض کردیم.

-
چه عالی. دوستش دارم.

-
کوچولو فهمیدی مجازی چیه؟

-
آره عمو. من توی همین دنیای مجازی زندگی می کنم.

-
مگه تو کامپیوتر داری؟

-
مادرم تمام روز از خونه بیرونه. دیر برمی گرده و اغلب اونو نمی بینیم.

-
نه ولی دنیای منم مثل اونه ... مجازی.

-
وقتی برادر کوچیکم از گرسنگی گریه می کنه، با هم آب رو به جای سوپ می خوریم

-
خواهر بزرگترم هر روز میره بیرون. میگن تن فروشی میکنه اما من نمی
فهمم چون وقتی برمی گرده می بینم که هنوزم هم بدن داره.

-
و من همیشه پیش خودم همة خانواده رو توی خونه دور هم تصور می کنم.
یه عالمه غذا، یه عالمه اسباب بازی و من به مدرسه میرم تا یه روز دکتر
بزرگی بشم.

-
پدرم سالهاست که زندانه

-
مگه مجازی همین نیست عمو؟

قبل از آنکه اشکهایم روی صفحه کلید بچکد، نوت بوکم را بستم.

صبر کردم تا بچه غذایش را که حریصانه می بلعید، تمام کند. پول غذا را
پرداختم. من آن روز یکی از زیباترین و خالصانه ترین لبخندهای زندگیم را
همراه با این جمله پاداش گرفتم:

-
ممنونم عمو، تو معلم خوبی هستی.

آنجا، در آن لحظه، من بزرگترین آزمون بی خردی مجازی را گذراندم. ما هر
روز را در حالی سپری می کنیم که از درک محاصره شدن وقایع بی رحم زندگی
توسط حقیقت ها ، عاجزیم.

نگاشته شده 90/12/02 به دست سید مجتبی اکبری| |


آبزیان دریایی خزر

1-
ماهی آزاد : نام فرنگی آن سومون یا سامن و گاهی سالمون تلفظ می شود . مرغوب ترین ، عالی ترین ماهی جهان است . دوكی شكل و كشیده است . فلس ریز دارد با پوشش نقره ای روشن ، خال سیاه روی آن دیده می شود . رنگ پوست آن سفید یا به رنگ نارنجی است . خاویار ماهی آزاد درشت و نارنجی مایل به قرمز بلوری است . فیله ماهی آزاد را معمولاً دودی می كنند وبه رنگ عقیقی نیمه بلوری می شود و ورقه های نازك آن را با نان سفید و كره به صورت اردور مصرف می كنند .

2-
ماهی سفید : دوكی شكل است با فلس نقره ای روشن و سربی تیره و دم دو فاق با گوشتی سفید و لطیف ، جنس نر آن كشیده تر است و روی سر آن خال های درشت و سفید دارد . گوشت نر آن بیشتر است و این ماهی در دو نوع است : دریایی و پرورشی كه نوع دریایی آن مرغوب تر است . ماهی سفید را می توان سرخ نمود یا روی آتش كباب كرد و همینطور بخار پز یا به صورت دودی نیز مصرف نمود .


ادامه مطلب
نگاشته شده 90/11/14 به دست سید مجتبی اکبری| |


از توصیه های امام خمینی (ره) :

۱) نماز های پنج گانه را در پنج وقت بخوانید ، نماز شب را حتما بپادارید.

۲) روزهای دوشنبه و پنج شنبه را حتی المقدور روزه بگیرید.

۳) اوقات خواب را کم کرده بیشتر قرآن بخوانید.

۴) برای عهد و پیمان اهمیت فوق العاده قائل شوید.

۵) به تهیدستان انفاق کنید.

۶) از مواضع تهمت دوری نمایید.

۷) در مجالس پرخرج و باشکوه شرکت نکرده خود نیز چنین مجالسی نداشته باشید.

۸) لباس ساده بپوشید.

۹) زیاد صحبت نکنید ، دعاها را زیاد بخوانید ، خصوصا دعاهای سه شنبه.

۱۰) ورزش کنید (نرمش،پیاده روی،کوهنوردی،کشتی،شنا)

۱۱) بیشتر مطالعه کنید (مذهبی،اجتماعی،سیاسی،علمی،فلسفی

نقل و قول،سخنرانی،فن بیان)

۱۲) دانشهای فنی را بیاموزید(رانندگی اتومبیل،موتور سیکلت،مکانیک،

سیم کشی ...)

۱۳) دانش تجوید و عربی را بیاموزید و در هر زمینه ای هوشیار باشید.

۱۴) کار نیک خود را فراموش کنید.گناهان گذشته را بیاد آورید.

۱۵) از نظر مادی به تهیدستان و از نظر معنوی به اولیا الله بنگرید.

۱۶) از اخبار روز و اخبار مربوط به امور مسلمین با اطلاع شوید

نگاشته شده 90/11/11 به دست سید مجتبی اکبری| |


روزي روزگاري تاجر ثروتمندي بود كه 4 زن داشت
زن چهارم را از همه بيشتر دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قيمت و
غذاهاي خوشمزه پذيرايي مي كرد... بسيار مراقبش بود و تنها بهترين چيزها
را به او مي داد. زن سومش را هم خيلي دوست داشت و به او افتخار ميكرد .
پيش دوستهايش اورا براي جلوه گري مي برد گرچه واهمه شديدي داشت كه روزي
او با مردي ديگر برود و تنهايش بگذارد


ادامه مطلب
نگاشته شده 90/10/30 به دست سید مجتبی اکبری| |


دلـت را بتـکان ... 

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن
دلت را بتکان
اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین



ادامه مطلب
نگاشته شده 90/10/30 به دست سید مجتبی اکبری| |


يكي بود يكي نبود. يك كشور كوچكي بود. اين كشور يك جزيره كوچك بود. كل پول موجود در اين جزيره 2 دلار بود؛ 2 سكه 1 دلاري كه بين مردم در جريان بود. جمعيت اين كشور 3 نفر بود. تام مالك زمين جزيره بود. جان و ژاك هر كدام يك سكه 1 دلاري داشتند.


ادامه مطلب
نگاشته شده 90/10/24 به دست سید مجتبی اکبری| |


خدايا 
عذر ميخواهم از اين که بخود اجازه ميدهم که با تو راز و نياز کنم
عذر ميخواهم که ادعا هاي زياد دارم در مقابل تو اظهار وجود ميکنم 
در حالي که خوب ميدانم وجود من زائيده ي اراده من نيست و بدون خواسته ي تو هيچ و پوچم ,
عجيب آنکه
از خود ميگويم 
منم ميزنم 
خواهش دارم و آرزو ميکنم


ادامه مطلب
نگاشته شده 90/10/21 به دست سید مجتبی اکبری| |

دختران و پسران در سنین مختلف به انواع بازی های محلی می پردازند . برخی از این بازیها شناخته شده ‌تر هستند : تپ جو ، لیله بازی ، پرپر ، چشم دلیكا ، كله بزكا ، مهره بازی ، سه سنگ ، سه گل ، چش بیته كا ، پاسنگ كا،‌آغوزبازی ، النگ بازی ، خرك ، زمزمه ، چلچله

با تشکر از خانم رشیدی



ادامه مطلب
نگاشته شده 90/10/18 به دست سید مجتبی اکبری| |


***

دیروز از هرچه بود گذشتیم و امروز از هرچه بودیم

آنجا پشت خاکریز بودیم و اینجا در پناه میز

دیروز دنبال گمنامی بودیم وامروز مواظبیم ناممان گم نشود

جبهه بوی ایمان می داد و اینجا ایمانمان بو می دهد

الهی نصیرمان باش تا بصیر گردیم

بصیرمان کن تا از مسیر بر نگردیم

و آزادمان کن تا اسیر نگردبم

***

حماسه 9 دی گرامیباد

***

نگاشته شده 90/10/06 به دست سید مجتبی اکبری| |

بار دیگر دست‌ فتنه از آستین دلار و سکه بیرون

 آمده تا یک فتنه اقتصادی را علیه مردان سختکوش اقتصاد پویا و سالم کشور رخ دهد.


لذا بر همه فعالان در عرصه «جوش و خروش» فرض است که به گونه‌ای کاملاً خودجوش در شرایط کنونی دست فتنه را در نطفه خفه کرده، پیچانیده، قطع نموده به زباله‌دان تاریخ بیفکنند. کوردلان درست در سالگرد اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها فتنه اقتصادی نموده و قیمت دلار و سکه را حباب‌وار بالارفته به عرض ملت شریف می‌رسانند. در حالی که به طور کلی «زکی»، ملت خودجوش ایران هوشیار می‌باشد است.

 

«بیانیه ستاد هماهنگی خودجوشی علیه فتنه اقتصادی»

***

البته در شرایط کنونی که توی ایستگاه اتوبوس میمون پیدا می‌شود و توی اتوبان اتومبیل با شیر نر تصادف می‌کند، هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد.

                                                                               ***

تجربه نشان داده است که بهترین راه در نطفه خفه کردن و کوتاه‌کردن دست اجانب و غیره این است که عملیات خودجوشی به صورت مقابله به مثل انجام شود. لذا سایت «بووووووووق» به صورت کاملاً هماهنگ و خودجوش اقدام به رفع و دفع فتنه نموده و اعلام می‌کند قیمت «دلار و پشگل» در بازار آزاد برابر شده است. 

حالا فتنه خوابیده و همه‌چیز به حالت عادی برگشته است. لذا هیچ اختلاسی صورت نپذیرفته و ماجرای سه هزار میلیارد از اساس دروغ بوده. با درآمد حاصل از صرفه‌جویی هدفمند کردن یارانه‌ها دو و نیم میلیون شغل پدید آمده. همه اجناس ارزان شده. همه مردم در رفاه کامل به‌سر می‌برند و یارانه‌ها در حساب بانکی‌شان مانده تا برای آینده بچه‌هایشان سرمایه‌گذاری کنند. فقط حیف که بعضی از مردم پول یارانه‌‌شان را صرف خرید مبل و پرده کرده‌اند که خدا هدایت‌شان کند. 
***
... لذا به طور کلی از آقای بهمنی، مدیرکل محترم بانک مرکزی متشکریم که با مدیریت و درایت فراوان مملکت را از این فتنه بیگانگان نجات داد.
از نمایندگان محترم مجلس نیز به خاطر رأی اعتماد مجددشان به وزیر محترم اقتصاد ممنونیم.
***
تا یادم نرفته است بگویم که محمد نصرتی بازیکن دفاع تیم پرسپولیس گفته است: «امیدوارم برگردم و جبران کنم.»
ای کاش کمیته انضباطی نیز مثل مجلس محترم اجازه بازگشت پیروزمندانه برای جبران مافات را بدهد.

نگاشته شده 90/10/04 به دست سید مجتبی اکبری| |

يارو مداحه اوومده بود تو محله داشت سوسن خانم رو اجرا مي كرد:

حرم طلا 
امام حسين 
مي ميرم برات 
ميخوام بيام دم حرمتون ... ... ... 
دس بزنم به ضريحتون! 
ملت نميدونستن بايد سينه بزنن يا قر بدن؟! به قول برو بكس ادامه شعر هم باید اینطوری بوده باشه : 
شدم عاشق شمشیرتون 
میخوام بیام در رکابتون 
حالا میخوام بیام جنگ بکنم ، نگو نه ، نگو نمیشه 
اين قلب من عاشقته عاشقترم مي شه... ...... 
حالا جنگ! خون! کو اعظم؟ بابا اسمش یزیده نه اعظم! 
حالا یزیده , وزيده , خزیده، پزيده!!!! 
هر چی باشه یزید باشه! 
يزيد خره يه دونه باشه! 
كفشاي سياه پاشه! ...... 
و قس عليهذا!


نگاشته شده 90/10/04 به دست سید مجتبی اکبری| |

شب‌های یلدا، اوج آمیختگی مشاعره مازندرانی‌ها و امیری‌خوانی

خبرگزاری فارس: بزرگ‌ترین شب سال در شرق مازندران با آیین‌های خاص همنوایی و دورهم جمع شدن به ویژه مشاعره به شادی می‌گذرد.

خبرگزاری فارس: شب‌های یلدا، اوج آمیختگی مشاعره مازندرانی‌ها و امیری‌خوانی

به گزارش خبرگزاری فارس از نکا، شب یلدا، آیینی چندهزار ساله از فرهنگ ما را تشکیل می‌دهد که با ویژگی‌ها و مراسم‌های خاص در مناطق مختلف مازندران برگزار می‌شود.


ادامه مطلب
نگاشته شده 90/09/29 به دست سید مجتبی اکبری| |

-اشتغال نسل سوخته

نسل سوخته:ببخشيد،مي خواستم بپرسم جواب آزمون استخدامي ما کي مي آد؟

نسل پدر سوخته:آزمون؟!کدوم آزمون؟!يادم نمياد اصلا"!

نسل سوخته:هموني که چهار ماه پيش داديم.آزمون استخدامي اداره شما رو مي گم.اتفاقا"من خوب امتحان دادم.


ادامه مطلب
نگاشته شده 90/09/25 به دست سید مجتبی اکبری| |

شنیده ها حاکی است یکی از نمایندگان مازندراني مجلس شورای اسلامی،ضمن تلاش براي برکناری مديرعامل جمعیت هلال احمر استان،در عرض چند هفته برای جمع آوری امضا از 80 نماینده جهت تحقیق و تفحص مديرعامل سازمان جمعیت هلال احمر کشور اقدام کرده است.

 به گزارش مازندنومه،چند روز پيش،عباد اسدی که هنوز اولین سالگرد ابلاغ حکم وی در پست مديرعاملي جمعیت هلال احمر مازندران نگذشته بود،ناگهان از سمت خود برکنار شد.

 گفته می شود در مراسم تودیع این مدیر استانی که با پافشاری يک نماینده مجلس در ساعت 20 برگزار شد، همکارانش در دیگر شهرهای استان و نیز هیات اجرایی هلال احمر حضور نداشتند و این جابجایي،تعجب همه را برانگیخت و این موضوع در بخش بدون تعارف خبر سيماي استاني هم مورد انتقاد قرار گرفت.

 براساس این گزارش،نماینده ولی فقیه در استان، استاندار، مدیرکل ستاد بحران و نمایندگان مجلس شورای اسلامی شهرستان های ساری و چالوس از ناراضیان برکناری این مدیر بودند.

گفته مي شود یکی از دلایل عمده برکناری این مدیر استانی تغییرات در سطح معاونان اداره خود بود که به واسطه نزدیکی این دو معاون در بخش امداد و داوطلبان به يکي از نماینده هاي مجلس،اين برکناري فوري رخ داده است.

هم چنين شنیده شده یکی از دلایلی که نماینده منتقد بر برکناری این مدیر تاکید داشت، اخذ مجوز تبدیل وضعیت 45 نفر از 90 نیروهای شرکتی به استخدام پیمانی بود که گفته می شود برخي از اين تبديل شده ها چهره هاي سیاسی بودند نه امدادگر ! از جمله فرماندار يکي ازشهرستان هاي ساحلي که به تازگي به استخدام اين سازمان درآمده است.

 از جمله اقدامات اسدی،پرداخت بدهی 18 میلیارد ریالی جمعیت هلال احمر استان در مدتي کوتاه،تعامل با خیران مازندران براي جذب پنج هزار متر مربع زمین،ارتباط دوستانه با کارمندان و برقراری آرامش نسبی بين کارکنان جمعیت، پرداخت کلیه معوقات امدادگران، کارمندان و راه اندازی پایگاه هوایی امداد و نجات مازندران است.

نگاشته شده 90/09/25 به دست سید مجتبی اکبری| |

چنه خاره بعد چند سال رفيقا همديگره پيدا هكنن

دور هم جمع بباشن فكري بحال شه دل شيدا هكنن

چه قشنگه همكلاسي هاي ديروز مثل اون وقت جووني

وشون حواس ره ورده دلبر خوشكلك مازندروني


ادامه مطلب
نگاشته شده 90/09/25 به دست سید مجتبی اکبری| |



آجیش:تب و لرز

اِرِب،شرپ: كج و ماوج،کج و کوله

اَش/عش:خرس

اَفتو: ظرف مسي بزرگ

افتوبه:آفتابه

الب:رعد و برق

اَلب بَيّه: تيز شد.

ارسکین: آرنج

الّوك:گر گرفتن آتش

اِنّا:اندازه

اوپری: سیلاب / طغیان آب رودخانه

اون دس: آن طرف تپه يا كوه يا رودخانه

بايّه:کاسه

بِِپِلاس: پوسیده

بَروشته:کتک زده

بفره: مژه چشم

بوسّه: پاره شد

بيز بَزو: اخم كردن

پاپِّلی: پروانه

پتو:اس داغ

پَخوك بَزو: مريض شدن

پَرَن:پرچیم

پِس پِليك:كوچك

پَشم شِلوار: شلواري پشمي از پشم گوسفند يا بز

پِِگس:پس گردن

پلک بَزه:فاسد شده،کپک زده

پوس تخت:پوست گوساله يا گوسفند

پوس كلا:پوست و چرم بره به عنوان كلاه

تَبّز:کوتوله

تِتي:غنچه

تِلار: بنایی چوبی گاوبنه درجنگل برای استقرارگالش

توركاك: نوعي كيسه نخي بسيار كوچك

تير دار:درخت توت

تیساپه:پا برهنه

جرجري،اوجرجری: آبشار

جَره: آشغال

جِزماق: سوختن شدید و جمع شدن

جِق و پِلوش: فشار دادن

جِل:پارچه

جَلد،جَلد: تند تند رفتن

جَنِس:نا جنس و ناسازگار، بد

جونّکا سَره: دو تا گاو نر با هم جنگیدن

چادرشب: چادر شب

چَِچی كَل: چوبي كه سر آن آتش است

چَفِر، چپر: نردبان چوبي كه در بالا رفتن درخت به كار ميرود

چِک:زغال سرخ

چَل:قرقره چوبی، دستگاه ریسندگی

چیلکا:چوب های خشک ریز و نازک (هیزم)

چِماز: سرخس

نگاشته شده 90/09/25 به دست سید مجتبی اکبری| |


احمد اکبری تنها شهروند خام گیاهخوار شهرستان فریدونکنار است.او خالق داستان هایی چون زندگی پر ماجرای تئودورا، زیر درخت آلبالو، فرشته ای در آتش، زن جوان و دریا، گرگ ها و آدم ها، ماه عسل در ژنو، محاکمه انسان در محکمه حیوانات، ستون های کاغذی، وسوسه، سال های سیاه خان سالاری، جستجو، بامداد خونین، گرگ های گردنه و چگونه می توان بیش از یک قرن زندگی کرد،است.

-------------------


ادامه مطلب
نگاشته شده 90/09/19 به دست سید مجتبی اکبری| |

صحرای کربلا به وسعت تاریخ است و کار به یک " یا لیتنی کنت معک " ختم نمی شود، اگر مرد میدان صداقتی، نیک در خویش بنگر که تو را نیز با مرگ انس اینگونه است یا خیر؟

التماس دعا

نگاشته شده 90/09/15 به دست سید مجتبی اکبری| |

در ایران استفاده از اینترنت راهی است برای بیان هر آنچه در ذهن می گذرد، بدون آنکه مورد پیگرد قانونی قرار بگیرید. این موضوع البته در تمام دنیا صادق است اما از آنجا که محدودیت ها در ایران بیشتر است لذا قشری که به سمت دنیای مجازی کشیده می شوند تفاوت هایی با دیگر کاربران دنیا دارند.

ایران یک کشور سیاسی است. کشور سیاسی به این معنا که بیشتر مردم پیگیر مسائل سیاسی هستند و از طرفی با توجه به عدم آزادی رسانه های مستقل در ایران، طبیعی است که این قشر از جامعه به سمت دنیای مجازی سوق پیدا می کنند. ابتدا ممکن است از راه اندازی یک وبلاگ آغاز شود و درد دل های شخصی، بعد کم کم این درددل ها حالت کلی تری پیدا می کند تا مخاطب خسته نشود. وبلاگ نویسان در ابتدا برای جلب مخاطب بیشتر، سعی می کنند در وبلاگ های متفاوتی کامنت بگذارند تا آنها را به به وبلاگشان بکشانند بلکه حرفشان را کسی بشنود. کم کم نوشته هایشان حالت تهاجمی بیشتری پیدا می کند و همه را محکوم می کنند و .... و فردا صبح صفحه اصلی وبلاگشان را اینگونه می بینند:



حال پس از مسدود شدن وبلاگ ها و سایت های مورد علاقه این فرد، او چه باید کند؟ پل ارتباطی او با دوستانش چه چیزی می تواند باشد؟ آیا می توان فردی که تا این حد وابسته به اینترنت و دوستانش است را به یکباره از دنیای مجازی جدا کرد؟ مسلما نه چرا که او تنها با خرید یک وی پی ان مشکلش را برطرف می کند!

یکی از بهترین مکان هایی که می توان گرد هم آمد شبکه اجتماعی مسدود شده فیس بوک است! شبکه ای که میلیون ها کاربر دارد و امکان ندارد دوستانت را در آن پیدا نکنی. بیشتر کاربران ایرانی شبکه فیس بوک را منتقدان تشکیل می دهند. اوایل عضویت در فیس بوک چندان جذاب نیست اما به مرور که تعداد دوستان و آشنایانت افزایش می یابد، علاقه تان به این شبکه اجتماعی دوچندان می شود و تا اینکه همین دوستان گروه هایی را تشکیل می دهند، صفحات اختصاصی درست می کنند، اطلاع رسانی می کنند و روزی آنقدر عضو پیدا می کنند که مانند مصر، لیبی، سوریه و ... انقلابی بوجود می آورند!




فریدونکنار اگرچه برخلاف دیگر شهرستان های مازندران، وبلاگ نویسان زیادی دارد اما آنقدر که در زمینه وبلاگ نویسی فعالیت می کنند، در شبکه های اجتماعی کمتر عضو هستند. یکی از دلایلش جمعیت کم شهرستان فریدونکنار می باشد اما با این حال تعداد افرادی که در یک سال اخیر به کاربران دنیای مجازی اضافه شدند چشمگیر بوده است. این تفاوت را می توان در تعداد اعضای بزرگترین صفحه فیس بوک فریدونکنار مشاهده کرد که روز به روز در حال افزایش می باشد.

بیشتر اعضای این صفحه همچون بقیه کاربران ایرانی فیس بوک، جزو منتقدان محسوب می شوند. از مطالب انتقادی اجتماعی گرفته تا مطالب سیاسی مشترک، همه نشان می دهد که بیشتر این افراد همفکر و همسو هستند. گویا همه شان یک مشکل را پیگیری می کنند و تلاش دارند تا با مطرح کردن این موضوعات، آن را از ذهنشان رهایی بخشند.

اما چرا فیس بوک؟

شبکه های اجتماعی زیادی در دنیای مجازی وجود دارد اما چرا بیشتر مردم فیس بوک را ترجیح می دهند؟ یکی از دلایلش شخصیت بالای این سایت است! شخصیت به این معنی که بیشتر اعضای این وبسایت با اطلاعات حقیقی شان عضو می شوند و از درج مطالب سطحی و غیر منطقی خود داری می کنند و همین موضوع باعث شده تا تمام اقشار جامعه از شخصیت های سیاسی گرفته تا اساتید دانشگاه، هنرمندان معروف و .... عضو این وبسایت شوند و با یکدیگر به تعامل بپردازند.

یکی از مباحثی که اخیرا در صفحه فیس بوک فریدونکنار مطرح شده است در رابطه با انتخابات مجلس آینده می باشد.  یکی از دوستان نظرسنجی در این رابطه ترتیب داده بود با این عنوان که آیا در انتخابات مجلس آینده شرکت می کنید یا خیر؟ البته در حال حاضر تعدا افراد شرکت کننده در این نظرسنجی کم است اما موضوع قابل بحث در قسمت نظرات این نظرسنجی مطرح شد. کسی که این نظر سنجی را ایجاد کرده معتقد است که باید در انتخابات شرکت کرد چرا که در غیر این صورت نماینده شهرستان بابلسر برای چندمین بار رای خواهد گرفت که به ضرر شهرستان فریدونکنار می باشد. به هر حال این نظرسنجی موافقان و مخالفان زیادی خواهد داشت که تا کنون تعداد افرادی که گفته اند در رای گیری شرکت می کنند بیشتر از دو گزینه دیگر است....

نگاشته شده 90/09/01 به دست سید مجتبی اکبری| |


مازندران این دلگشا بحر فرح زا ... این سبز پر غوغا هزاران ساله دریا

افسانه ساز دیر سال میهن ما ... دارد نشان از زاد و رود کاسپین ها

این قصه گوی رفته های تلخ و شیرین ... گنجینه ی پر گوهر زیبا و رنگین

بر تارک این سرزمین چون جان نشسته ... چون تاج زرین بر سر ایران نشسته

بشنو کنون در موجهای پر شتابش ... فریاد اندوه و تمنا و عتابش

گوید ترا ای مهربان فرزانه فرزند ... ای چشمه ی پوینده ای پور فرهمند

ای پاسدار سرفراز مهد ایران ... ای یادمان سربداران و دلیران 

گنجینه های این سرا را پاسبان باش ... بر آب و خاک میهنت حکم امان باش

ایران تو با خون سربازان سرشته است ... منشور آزادی در این سامان نبشته است

اینجا سرای کورش و مهد کیان است ... این سرزمین نادر و نوشیروان است

اینجا حدیث آرش و تیرو کمان است ... سیمرغ را بر قاف مهرش آشیان است

آری وطن گنجینه ای گوهر نشان است ... مزدای پاک این سرزمین راپاسبان است

از قله ی پر هیبت البرز بشکوه ... تا برف پوش سرفراز اشترانکوه

از سند و الوند و ارس تا رود کارون ... از کوهسار و جلگه و دریا و هامون

در هر وجب خاکش حدیثی خفته بینی ... بر سنگهایش شوکت بنهفته بینی

در راه او یعقوب جان پر بها داد ... بابک ز مهرش زندگی را بر فنا داد

از بهر نابودیش هر جا فتنه بر خاست ... آزاده گردی جان به کف لشکر بیاراست

فرهاد وش از جان شیرینش جدا شد ... جان داد تا ایران پاکش بی بلا شد

اینک نظر کن سوی من ای مهربانم ... من کهنه بحر میهنم مازندرانم

پیر هزاران ساله بحر کاسپیانم ... کز جور جمعی خلق نادان در فغانم

گر بنگری در پیچ و تاب پر صدایم ... بس قصه ی نا گفته خوانی از نوایم

اکنون ترا میخوانم ای مهر شب افروز ... ای همچو آتش پر فروغ و تیرگی سوز 

با داده های سرزمینت آشنا شو ... داد مرا بستان و بر دردم دوا شو


سروده‌ی بانو هما ارژنگی


نگاشته شده 90/09/01 به دست سید مجتبی اکبری| |

اول بسمه الله داهون کمه وا / خوامه سرهادم شه برمهء صدا
خوامه صدابزنم جان برار/ اتادرد دارمه شه دل کنار
برار دونه مه دل درد چه چیه/ تموم بیین امه گالشیه
های برو های نشو جان برار / بشنوسمه خراب بیه ته تلار
خبرناگهون بمو ء مه گوش / بشنوسمی گنه شه گوره بروش
شمه گوخسه نیه سروش / شمه گوی چمر نواشه خاموش
جان برار جان گالش وچه / چتی بنه بهلیم دس کچه
تازه شیر دکته امه پلاره / تازه ماربدوته امه چوخاره 
تازه جمع هاکردمی چهارتاگوره / تازه مشت بدیمی منزل نوره
امان دادا امان مره بکته کار / خوانه خراب بکنن امه تلار
خوانه وشا بوه امه سامون خال / خوانه معدوم بوه امه چهارتامال
تازه رها بیمی ازقراری / تازه سوا بیه لوه وکتری
تازه راه بدامی شسه مالداری / گالشی کردمی باخوب و خشی
اسا ونه بروشیم شه تلاره / هیمه هاکنیم شه سامون خاله
امان دادا امان دادا امان داد / چتی شه سختی ره نیارم شه یاد
ششماه ششماه دیمی مردم قرار/پشت سر بی قرار بیه جان مار
پرون مردم منزل چاربیدار/ کارکردمی ناشتمی شوم و نهار 
اساکه بئیمی سوا تشکله/ ونه بروشیم شه منزل جوله
امان دادا امان مره بکته کار/ مه جاسوا هاکردنه مه برار
برار نیشته گوخسه وه زنه ناله/ گنه دوش بئیرم هاکر و جوله
خراب بکنیم شه گوخسه ی پله/ برو هدار هاکنیم راه محله
زمستون بموئه شومه محله کش/ اسب کمل بارکمه شومه جولکش
روپشت دله نیه برار ونگ / صدانکنه وشونه گوی زنگ
گلپشت روهاره هاکنم هدار/ بوینم دره منزل جان برار
منزل به منزل سر خالی تلار/ خبر از گو نیه خبراز برار
اسا چتی بورم خالی تلار / کنه گوره ماربزنم نماشتر
چتی باز هاکنم کریکهءدر/ بوینم نوی سر نوسه ماس سر
مه کلز خالیه کته طاق سر/ مه خرد خوار لمیک بزه ونه ور
امان دادا امان دادا امان داد/ امه گالشی اسا انه امه یاد
زمستونه سختی مه مال کشته/ مجبور بیمی دوش بهیریم ولگ پشته
مه گوخسه اسا بیه پیر واشار/ شه زاگوره ونسیمی په تلار
انه ولگ و واش دامی بیه بهار / علف دربیه من لو نشوئم دار
اسا که زندگی مسه بیه خوار/ ونه رد بزنم گوخسه تلار
امان دادا امان دادا امان داد / مره گو پنوی خاطر بمو یاد
بهار ماه بمو مره بیته غرصه / مه دله بهاره گو پنو وسه
یادش بخیر بهار زومی گوپنو/ گوره وردمی اما بهار کوه
منزل دامی گوره گردنسرکو ه / جونکا سره دامی بوه سرگو
هلیدشت همن همه بیمی جمع/ تمام گالشون بیمی دورهم
چنده خوار خواردیمی جان برارون/ اسا خوامی بویم بی نام و نشون
خوامی سرهلیم شه ملک وشه گوره/ خوامی کله بدیم شه دس چوره
امان دادا امان دادا امان داد / برار شه گالشی ره نکنین یادچ
چتی یاد هاکنم شه گالشی ره / صواحی و نماشون گو دوشی ره
بونه یاد هاکنم ملک و مناره/ منسر و پرتاس - ییلاق صفاره
بونه شاخرائیج ساره نوینی/ پالن کولک بال ره نچینی
تیر بزار اوره بونه نخری / چاشت بار نیری خربن وروری
سین سرداره نیری خی کله / پتاس مرسه نیری تلم پاره
کی بته یاد هاکنم گالشی ره/ کی بته دس بهیرم من واتاشی ره
کی بته کنلک نشوئم منزل / ولشت سره سی ره نونم دل
امان دادا امان دادا امان داد / برار شه گالشی ره نکنین یاد
کنسّه بئووم غم بسیاره / گالشی مه گت پر یادگاره
مه گت پر ملک ور بساته تلار / گته وچه وره سر بکن خوار دار
انه خوار خوار داشتمه تا به الان / بدیمه پیدا بینه قدیم خان
گنه اینجه ریتون جا نیه/ بورین شهر کنار بزنین کیمه
برار شهر کنار ننه مه ابرو / پاکتی شیر ننه مه تلم دو
شلنگ او ننه مه جان نرو / کوچه پس کوچه ننه راسه سر کو
برار گالشیه عمر سر بیه / مه مختباد آواره ء شهر بیه
آخر بند سر من دمه اویا / خدا بوه گالش پشت و پناه 

شاعر :محمد جعفری گشنیانی

نگاشته شده 90/08/30 به دست سید مجتبی اکبری| |

دیندار یا بی دین فرقی نمی کند، تنها لایق نام انسان باش.. گاهی برو...گاهی بمان..گاهی بخند..

گاهی گریه کن...گاهی حرف بزن..گاهی

فریاد بزن...گاهی قدم بزن...گاهی سکوت کن..گاهی رها شو...گاهی ببخش..گاهی یاد بگیر...گاهی سفر کن...

گاهی اعتماد کن...گاهی بازی کن...گاهی فراموش کن...گاهی زندگی کن...گاهی باور کن..

گاهی بزرگ باش...گاهی کوچک باش..گاهی چتر باش..گاهی باران باش...گاهی دریا ..گاهی برکه..

گاهی همه چیز..گاهی هیچ چیز... اما همیشه .. همیشه انسان باش..ـ

نگاشته شده 90/08/28 به دست سید مجتبی اکبری| |

در زمینه ایجاد اشتغال، 7 شهرستان مازندران، زیر 20 درصد تعهدات خود را، عملی ساخته که عدم توفیق در انجام این تعهدات، نگرانی های بسیاری را برای جوانان و مسئولان مازندران و بالطبع کشور به بار خواهد آورد

اختصاصی دریانیوز : در حالیکه مسئولان مازندران می بایست 102 هزار شغل در سال 90 در این استان ایجاد کنند اما آمارها در این استان حکایت دیگری دارد.


ادامه مطلب
نگاشته شده 90/08/28 به دست سید مجتبی اکبری| |

از سفر سعی و صفا آمدی

                     با نفسی خوش به سرا آمدی

ما همه گوییم زیارت قبول

                     زانکه تو از پیش خدا آمدی

                                            مهرآیین/آبان 90


نگاشته شده 90/08/25 به دست سید مجتبی اکبری| |

اساس مذهب تشيع بر دو حديث پايه گذارى شده است: يكى حديث ثقلين (1) ، كه پيامبراكرم(ص) در كمتر از نود روز در چهار مكان آن را به مردم گوشزد كرد؛ ديگرى حديث غدير. مى‏توان گفت حديث دوم مكمل حديث اول است.


ادامه مطلب
نگاشته شده 90/08/24 به دست سید مجتبی اکبری| |

متأسفانه با توجه به تاريكي هوا و نبود ديد كافي و همچنين گل آلود بودن رودخانه امكان تجسس غواصي ميسر نبود/قايق هاي موجود در جمعيت فريدونكنار سالم بوده اما بدليل عرض كم رودخانه مزبور امكان استفاده از قايق نيز وجود نداشته است.(جوابيِه روابط عمومي هلال احمر مازندران به يک مطلب مازندنومه(


مازندنومه:در پي پخش خبري با عنوان"...و کودکي جان سپرد" در تاريخ 9 آبان ماه سال جاري(نگاه کنيد به:http://www.mazandnume.com/?PNID=V12812) که در آن فوت کودک خردسالي در آب، در اثر نبود امکانات مناسب گزارش شده بود،روابط عمومي جمعيت هلال احمر مازندران جوابيه اي را ارسال کرده که در زير از نظرتان مي گذرد.گفتني است مطلب مازندنومه را بستگان آن کودک تهيه و براي ما ارسال کرده بودند.

-----------------------

مديريت محترم سايت مازند نومه


سلام عليكم


احتراماً ضمن سپاس از اهتمام آن رسانه به اخبار جمعيت هلال احمر استان در خصوص انعكاس خبر مربوط به غرق شدن كودكي 4 ساله در رودخانه روستاي مهلبان در فريدونكنار و درج خبر مزبور با عنوان (وكودكي جان داد) مورخ 9/8/90 در آن سايت شايسته است توضيحات روابط عمومي جمعيت استان را وفق قانون و در راستاي تنوير افكار عمومي منعكس فرماييد.


«روابط عمومي جمعيت هلال احمر مازندران ضمن عرض تسليت و همدردي با خانواده محترمي كه فرزند دلبندشان را در اين حادثه از دست دادند و همچنين تقدير از سايت مازندنومه بخاطر اهتمام به مسئله فوق به اطلاع مي رساند جمعيت هلال احمر بر اساس وظيفه ذاتي خويش ارائه خدمات امداد و نجات را به شهروندان و نيازمندان در دستور كار دارد و در اين راه از هيچ كوششي فروگذار نمي نمايد. علي هذا در اين خصوص بايد گفت:»

حادثه غرق شدن كودك 4 ساله در رودخانه در ساعت 6 عصر (2 ساعت بعد از وقوع حادثه) به جمعيت هلال احمر شهرستان فريدونكنار اطلاع داده شد كه مسئول كشيك حاضر در اين شعبه با عنايت به ماهيت حادثه اقدامات لازم را انجام داد و غواصان نيزبراي اين عمليات اعلام آمادگي نمودند كه متاسفانه با توجه به تاريكي هوا و نبود ديد كافي و همچنين گل آلود بودن رودخانه امكان تجسس غواصي ميسر نبود با اين وجود آمادگي جمعيت هلال احمر شعبه فريدونكنار جهت اعزام آمبولانس،‌امدادگر و ديگر تجهيزات امدادي اعلام گرديد و از آنجائي كه اين امكانات هيچ كاربردي نداشت و فقط مي بايستي با به كارگيري غواص عمليات جستجو انجام مي شد كه با توجه به توضيحات فوق اين امر امكان پذير نبوده است.

 لازم به ذكر است قايق هاي موجود در جمعيت فريدونكنار سالم بوده و هيچگونه نقصي نداشته اما بدليل عرض كم رودخانه مزبور امكان استفاده از قايق نيز وجود نداشته است.

علي جعفري
مسئول روابط عمومي

نگاشته شده 90/08/14 به دست سید مجتبی اکبری| |

خداوندگار من سلام

با زیبا ترین مخلوقاتت به در گاهت آمده ام

اما برای گله مندی



ادامه مطلب
نگاشته شده 90/08/09 به دست سید مجتبی اکبری| |

ویشه سره کال کنس ونه چاشت شوم نوونه
خشک زیکه نداشته پی پلای راغون نوونه
بزکه جا پیره سری آدم که جوون نوونه
کیله دله بپاته او زلاله روون نوونه
اسب نینگ مال برفیه راه راست خیابون نوونه
فکر تلی تمشکه نکن خربزه کلو نوونه
سوته لمر کنار دکت ته اسب پالون نوونه
زمستونه گرم گرم وا وای بهارون نوونه
هزارون کیله ی روش دکت هرازه مقوم نوونه
هزار ونوشه به پئییز گل به گلستون نوونه

نگاشته شده 90/08/06 به دست سید مجتبی اکبری| |

به گزارش برخی خبرگزاری ها امروز یک عدد درنای سیبری به تالاب فریدونکنار آمد.

مقدمش گلباران

نگاشته شده 90/08/03 به دست سید مجتبی اکبری| |


"شهید جلال رییسی" که در سال 1364 در منطقه تنگ ابوغریب به درجه رفیع شهادت نایل آمد، پس از 26 سال دوباره به آغوش مادر باز گشت.

مادر این شهید که اکنون 80 سال سن دارد و از دوری فرزند قامت نحیفش خمیده، چند روزی است که آغوش گرم مادرانه خود را پذیرای پیکر بی جان فرزندش "جلال" کرده است.

مادر شهید رییسی پس از 26 سال فراق فرزند، این روزها با دردانه خود به خلوت نشسته و با صدایی آهسته و شکسته، لالایی بغض آلودی را در وجود دلبندش نجوا می کند.

"هی بخواب جانم، بخواب رودکم" اینها نجواهای مادری است که سال ها در حنجره بغض آلودش نهفته بود.

امروز که مادر، فرزندش را در آغوش گرم خود فشرده، احساس غریبی نداشت. اما سخت می نالید و اشک می ریخت. آخر بعد از این همه سال فردا بار دیگر پسر نیامده، مادر را با دنیایی پر از حسرت تنها می گذارد و به آغوش خاک باز می گردد.

آری اینجا بود که اشک همه درآمد و هق هق بستگان و میهمانان این ضیافت مادر و فرزند، در ناله های مادری رنجور گم شد.

کمی آن طرفتر یک نفر زانوی غم را بر کشید. آری او نیز یادگاری از دوران خاطرات قمقمه و کوله پشتی بود که با خود زیر لب چنین نجوا می کرد:

باز دیشب دل هوای یار کرد/ آرزوی حجله سومار کرد/ خواب دیدم سجده را بر مهردشت/ فتح فاو و ساقی والفجر هشت/ باز محورهای بوکان زنده شد/ برف و سرمای مریوان زنده شد/ از دوکوهه تا بلندای سهیل/ برنمی خیزد مناجات کمیل/ یاد کرخه رفت و رنج ماند/ قلب من در کربلای پنج ماند/ کاش تا اوج سحر پر می زدم/ بار دیگر سر به سنگر می زدم/

این دل نوشته ها لحظه های ماندگاری است که خبرنگار ایرنا در آخرین روز وداع مادری با پیکر پاک فرزند شهیدش و از تبار روزهای عشق و ایثار به تصویر کشیده بود.

به گزارش ایرنا، شهید سرباز وظیفه "جلال رییس" در سال 64 در منطقه تنگ ابوغریب به درجه رفیع شهادت نایل آمد و پس
 از 26 سال بار دیگر پیکر مطهر او به زادگاهش شهرستان جیرفت باز گشت.

 از 26 سال بار دیگر پیکر مطهر او به زادگاهش شهرستان جیرفت باز گشت.


نگاشته شده 90/07/30 به دست سید مجتبی اکبری| |

Design By : Mihantheme